خرید سیسمونی
دوباره سلام زینب مامان
بالاخره بعد 6 ماه انتظار و ذوق و شوق برای خرید سیسمونی هفته پیش با مادرجون رفتیم که این انتظار رو به پایان برسونیم
اول رفتیم سیروسی توی مدرس
همه چیز رو هم خریدیم جز چند تیکه کوچیک که نداشت و گفت بعدا میارم
با کلی ذوق اومدیم خونه و دوباره همه رو باز کردم و نگاه کردم
فرداش که برای آزمایش ماه هفتم بارداری رفتم آزمایشگاه یه بار خون گرفت و گفت برو یک ساعت دیگه بیا .. من و مادر جون هم زمان رو غنیمت شمردیم و رفتیم بازار
مادر جونت توی یکی از فروشگاه های سیسمونی فروشی رفته بودن قیمت یکی از وسائل رو پرسیده بودن دیده بودن وایییییییییییییییی خدا !!! چقدر گرون خریدیم ماااااا
هیچی دیگه گفتیم چه کنیم چه نکنیم ..... عصری همه ی سیسمونی که خریده بودیم رو بردیم پس دادیم و همون موقع با خاله اطهر و عمو امین رفتیم بازار و کل سیسمونی رو دوباره خریدیم خیلی ارزونترررررر
نمیدونی چقدر خوشحال شدم که دوباره رفتیم خریدیم چون این سیسمونیت بیشتر به دلم نشسته
از این به بعد هم کم و بیش و آرام آرام یه چند تیکه کوچیک که از سیسمونیت مونده رو میخوایم آماده کنیم 
خداروشکر پول خرید سیسمونیت زیاد نشد و از این بابت خیلی خوشحالم
فقط امیدوارم از این رنگایی که برداشتم خوشت بیاد ....
عشق مامان دوستت دارمممممم
فقط خواهشی که ازت دارم اینه که اینقده به استخونای قفسه سینه ام نزن بچه جوووون
ای بابا ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






خرید سیسمونی
